تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
بر مىدارد . » هند باز اصرار كرد و به دو دستور داد . ليلى فرياد زد : « اى فرزندان تغلب ! فرياد ازين توهينى كه به ما شده است ! پسر او عمرو بن كلثوم ، همين كه فرياد او را شنيد خون به چهره‌اش دويد و ديگ خشمش به جوش آمد . همه سرگرم باده خوارى بودند و به تغيير حال وى پىنبردند . تنها عمرو بن هند ، يعنى مضرط الحجاره ، نشانه‌هاى خشم را در چهرهء وى ديد . در اين هنگام عمرو بن كلثوم به سوى شمشيرى جست كه از بالاى سراپرده آويزان بود و در آن جا جز اين شمشير حربهء ديگرى يافت نمىشد . بيدرنگ شمشير را برگرفت و ضربه‌اى به سر مضرط الحجاره نواخت و او را كشت . آنگاه از سراپرده بيرون پريد و فرياد زد : « اى فرزندان تغلب ! برخيزيد و فرصت را غنيمت شماريد . » فرزندان تغلب نيز دارائى و اسبان او را تاراج كردند و زنان او را به اسارت در آوردند و رفتند و خود را به حيره رساندند . افنون تغلبى درين باره گفت :
لعمرك ما عمرو بن هند و قد دعا * لتخدم ليلى امه بموفق فقام ابن كلثوم الى السيف مصلتا * و امسك من ندمانه بالمخنق
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 23 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت