تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
نياورد . بعد در پى عمرو بن كلثوم فرستاد و پيغام داد كه مىخواهد او را ببيند . همچنين دستور داد كه مادرش ليلى به ديدن مادر وى ، هند دختر حارث ، برود . عمرو بن كلثوم دعوت وى را پذيرفت و با سوارانى از بنى تغلب حركت كرد ، در حالى كه مادر خود ، ليلى ، را نيز همراه داشت . او در كرانهء فرات فرود آمد و عمرو بن هند ، يعنى مضرط - الحجاره ، همين كه از آمدن وى آگاه شد دستور داد تا خيمه‌هاى وى را بين حيره و فرات بزنند و بزرگان كشور خود را بدان جا فرستاد . در آن جا خوراك مفصلى فراهم ساختند . بعد مردم را به خوردن طعام فراخواند و خوراك هر كسى را به در خيمه‌اش فرستاد . او و عمرو بن كلثوم و ياران ويژهء وى در سراپرده‌هائى نشستند . مادرش ، هند ، نيز در خيمه‌اى پهلوى آن سراپرده‌ها به سر مىبرد و ليلى ، مادر عمرو بن كلثوم ، هم در آن خيمه با وى بود . مضرط الحجاره به مادر خود سپرده بود كه : « وقتى خوردن غذا به پايان رسيد و جز تنقلات چيز ديگرى نماند ، خدمتگاران خود را مرخص كن و همين كه نوبت به خوردن تنقلات رسيد ، ليلى را به كار بكش و پى در پى به او دستور بده كه تنقلات گوناگون را جلوى تو بگذارد . » هند نيز دستور پسر خويش را به كار بست و هنگام صرف تنقلات به ليلى گفت : « آن بشقاب را به من بده . » ليلى جواب داد : « هر كس كه چيزى مىخواهد ، خودش برمىخيزد و آن را