روز ظهر الدهناء
اين روزى است كه قبيلهء طيئ و قبيلهء اسد بن خزيمه با هم نبرد كردهاند .
سبب اين پيشآمد آن بود كه اوس بن حارثة بن لأم طائى ، مردى بزرگوار و بخشنده و پيشوا بود و خويشاوندانش همه از وى فرمانبردارى مىكردند .
او و حاتم طائى به نمايندگى از سوى قبيلهء خود پيش عمرو بن هند رفتند .
عمرو ، اوس را به نزد خويش فراخواند و پرسيد :
« آيا تو بالاترى يا حاتم ؟ » اوس در پاسخ گفت :
« درود بر تو باد ! حاتم يگانهترين مرد قبيله است و من يكى از مردان قبيله هستم . اگر حاتم اختيار من و فرزندان و خويشاوندانم را داشت همه را در يك روز مىبخشيد . »
عمرو سپس حاتم را فراخواند و از او پرسيد :
« آيا تو بالاترى يا اوس ؟ » حاتم جواب داد :
« درود بر تو باد ! تو از اوس در پيش من ياد كردى در صورتى كه