روز ذى نجب
داستان روز ذى نجب چنين است كه بنى عامر ، پس از شكستى كه در روز جبله از قبيلهء تميم خورد ، اميدوار بود كه بار ديگر بر آنان چيرگى يابد و آنان را از پاى در آورد .
از اين رو بزرگان بنى عامر با حسان بن كبشهء كندى ، كه پادشاهى از پادشاهان كنده ، و همان حسان بن معاوية بن حجر بود ، نامه نگاشتند و از او در خواست كردند كه ايشان را در جنگ با بنى حنظله كه از قبائل تميم است يارى دهد .
در اين نامه به دو خبر دادند كه آنان سواران و رؤساى ايشان همه را كشتهاند .
حسان نيز با جنگ افزار و تجهيزات و لشكريانى كه در اختيار داشت ، همراه فرستادگان بنى عامر عازم كارزار شد .
همين كه خبر حركت آنان به بنى حنظله رسيد ، عمرو بن عمرو كسان خود را گرد آورد و گفت :
« اى فرزندان مالك ، شما در برابر اين پادشاه و سپاهيان بسيارى كه به جنگتان آورده ، نمىتوانيد ايستادگى كنيد . بنا بر اين بهتر است كه جاى خود را تغيير دهيد و به جاى ديگرى برويد . »
آنان در جاى بلند دشت بودند و رو در روى مسير دشمن قرار