مىگرفتند . اما بنى يربوع در جاى پست دشت سكونت داشت . بدين جهة بنى مالك فرود آمد تا در پشت بنى يربوع واقع شد و در نتيجه ، بنى يربوع در جلوى مسير لشكريان حسان قرار گرفت و به اصطلاح :
سپر بلا شد .
مردان بنى يربوع وقتى از كار بنى مالك آگاهى يافتند و به موقع و موضع خود پىبردند ، آمادهء كارزار شدند و براى روبرو شدن با دشمن ، به پيش تاختند .
بامداد ، پسر كبشه ، يعنى حسان ، با لشكر خود از يك سو و بنى يربوع از سوى ديگر به هم رسيدند و سر گرم نبرد شدند .
مردان قبيلهء بنى مالك وقتى جنگاورى و پايدارى بنى يربوع را ديدند ، دلگرم شدند و خود را به آنان رساندند و در جنگ شركت جستند و در كنارشان نبرد را ادامه دادند .
در گرماگرم كارزار حشيش بن عمران رياحى ، به پادشاه حسان بن كبشه ضربتى چنان سخت زد كه او بر زمين افتاد و جان سپرد .
عبيدهء مالك بن جعفر نيز كشته شد ولى طفيل بن مالك با اسب خود ، قرزل ، گريخت .
عمرو بن احوص بن جعفر ، رئيس عامر ، هم به قتل رسيد و بنى عامر و همراهان پسر كبشه گريختند .
جرير در دورهء اسلام روز ذى نجب را چنين ياد مىكند :
بذى نجب ذدنا و واكل مالك * اخا لم يكن عند الطعان بواكل
روز ذى نجب يك سال پس از روز جبله بود .
احوص نيز پس از كشته شدن پسر خود ، عمرو ، دير زمانى زنده نماند و آخر از ماتم فرزند خود جان سپرد .