« اى گروه بنى نصر ، يا مردانه بجنگيد و جان مرا حفظ كنيد يا مرا تنها بگذاريد . »
به شنيدن اين سخن بنى نصر و جشم و سعد بن بكر و فهم و عدوان به سوى او برگشتند و خونينترين نبردى كردند كه مردم تا آن زمان ديده بودند .
اما قبيلههاى ديگر قيس گريختند .
بعد ، هر دو دسته يك ديگر را به صلح فرا خواندند و بدين قرار صلح كردند كه كشتهشدگان را بشمارند و هر طرف كه بيشتر كشته بود ، خونبهاى مابه التفاوت آنچه بيشتر كشته به طرف ديگر بپردازد .
كشتهشدگان را شمردند و معلوم شد كه قريش و كنانه بيست تن بيشتر از قيس كشتهاند .
بنا بر اين حرب بن اميه در آن روز پسر خود ، ابو سفيان و چند تن از رؤساى ديگر را به عنوان گروگان در پيش قيس گذاشت تا هنگامى كه خونبهاى آن بيست تن را بپردازد و آنان را از گرو در بياورد .
سپس گروههاى متخاصم از يك ديگر جدا شدند و جنگ و ستيز را فرو گذاشتند و دشمنى و آشوبى را كه ميانشان بود ، از بين بردند و تعهد كردند كه ديگر درباره كار براض و عروه سخنى نگويند و يك ديگر را نيازارند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 114
مساهمون: ابن الأثير
ص١١٤