ارتزاق مىكنند .
هورغرونيه دربارهء تجارت برده و بردگى مىگويد : انواع بردگان آفريقايى را مىتوان به وفور در دكههاى بردهفروشان يافت ، و او در بازار بردهفروشان ، كه عبارت بود از سالنى بزرگ در نزديكى دروازهء مسجدالحرام ( باب الدريبه ) ، همه نوع برده ؛ اعم از مرد و زن را كه در معرض فروش بودهاند ديده است . برخى از اين بردگان به تازگى براى فروش به بازار آورده شده بودند و برخى ديگر براى چندمين بار به فروش مىرفتند . او به توصيف مفصلى از بازار و متاع آن ؛ يعنى برده مىپردازد و مىگويد : احساس او از وضعيت فروش اين بود كه بردگان همانند گاوان به فروش مىرفتند ؛ بويژه كنيزكان جوان ، ليكن مىگويد با دقت بيشتر دريافته است كه اين دختران جوان هرگز از وضعيت خود ملول و پشيمان نبودهاند . اين مستشرق آنگاه به چگونگى جمعآورى و انتقال اين بردگان و تأثير بردگى آنان در انتشار اسلام در آفريقا و بيرون آن پرداخته و مىگويد : اعراب و مسلمانان به هر جاى آفريقا رفتهاند اسلام را تبليغ و نشر دادهاند و اين حقيقت كه هر جا روستا و دهى كه بردگان آن مسلمان شده و به آن بازگشتهاند ، به زودى آثار پاكيزگى و اشتغال سكان آن به كار ثمربخش از قبيل كشاورزى و صنعت و آموزش روى آوردهاند . براى اروپاييان و مبشّرين مسيحى مشهود است و سادهترين راه براى تمييز ميان دهات و روستاهاى بتپرست و مسلمان اين پديده است . آنگاه هورغرونيه با ناراحتى به اين نكته اشاره مىكند كه مسيحيان مؤمن همواره از اين حقيقت خجلت زدهاند كه بردگانى كه نيمى از آنان لخت بوده و تحت سيطرهء مسيحيان مىباشند ، از تمدن اروپايى تنها گذاشتن كلاههاى پهن و گشاد و مشروبخوارى را آموختهاند ، در حالى كه مسلمانان سياه به كار و توليد مشروع روى آوردهاند .
موسوعة العتبات المقدسة ( مدينة / مكة ) ( مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايى ) ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: جعفر الخياط
ص٨٠