تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة العتبات المقدسة ( مدينة / مكة ) ( مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايى ) ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
باب‌العوالى پرداخت و ناگهان هجوم سنگينى را به آنجا ترتيب داد و به سربازان خود فرمان قتل عام داد و تمامى محلات آن منطقه قتل عام شدند و سپس همهء خانه‌ها به آتش كشيده شد كه در اين ميان گروهى از مردمان زنده زنده در آتش سوختند و بدين ترتيب مرده و زنده يكسان به آتش كشيده شدند . لورنس مىگويد : اين رفتار خشن و اين كشتار بىرحمانه در العوالى ، سرتاسر جزيرة العرب را لرزاند و براى عربها بسيار گران بود كه بار ديگر به تُركان خضوع كنند . آنچه در العوالى رخ داده بود ، روحيهء انتقام و آتش خشم را در آنان شعله‌ور نموده بود ، لذا تمام سربازان فرارى در دشتهاى اطراف شهر بتدريج در دامنهء كوههاى مدينه و در مناطق جادهء سلطانىِ عاد ، الراحه ، بئرعباس تجمع نموده و به استراحت پرداختند و انتظار نتيجه گرفتن از تماسهاى على و فيصل براى تأمين آذوقه و سلاح و حملهء مجدد به تركان را مىكشيدند و پس از به نتيجه رسيدن گفتگوهاى آنان با طرفهاى انگليسى و تأمين ما يحتاج و سلاح ، بتدريج حلقه محاصرهء مدينه را تنگ‌تر نمودند ، و قسمتى از اين محاصره به عهده امير عبداللَّه بود . لورنس مىگويد : امير عبداللَّه براى انجام محاصره از مكه حركت نمود و پس از دو هفته در شمال شرق مدينه در منطقهء حناكيه خيمه‌گاه لشكر خود را برپا نمود و اين موقعيت را براى اين منظور انتخاب كرده بود كه با نيروهاى اندك خود ، كه عبارت بودند از 4000 سرباز و 3 مسلسل و 10 توپ صحرايى آسيب ديده كه آنها را از تركان مكه و طائف غنيمت گرفته بود ، بتواند مانع رسيدن نيرو و اسلحه از راه قصيم و كويت به نيروهاى ترك مدينه شود . در اين ميان رخداد جالبى به كمك امير عبداللَّه آمد . اين واقعه را لورنس اين گونه تعريف مىكند و مىگويد : شخصى در مدينه زندگى