تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة العتبات المقدسة ( مدينة / مكة ) ( مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايى ) ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
فرماندهى كل نيروهاى عثمانى صادر شده بود نزد من آمد ، متن تلگرام دستورى بود كه جمال پاشا به نيابت از انور پاشا ( فرمانده كلّ ) ، به فخرى پاشا براى خارج شدن از مدينه و تمركز در منطقهء معان و كندن سنگر به منظور دفاع از خط راه آهن صادر شده بود . با رسيدن اين خبر به فرماندهى ارتش انگليس در مصر ، كلاتيون فرمانده آن با شتاب و اضطراب از من خواست تا به هر وسيلهء ممكن از تجمع اين نيروى عظيم در جبههء بئرالسبع جلوگيرى كنم و يا آن را هنگام بيرون آمدن نابود گردانم . لورنس مىگويد : شرايط بگونه‌اى پيش آمد كه نه امير عبداللَّه وعربها قدرت حمله به مدينه را داشتند و نه فخرى پاشا توان خارج شدن از محاصره . از سوى ديگر محاسبات نشان مىداد باقى ماندن اين نيرو باز هم به نفع همهء اطراف بود ، زيرا نابودى آن مشكل و اسارت آنان سبب هزينهء سنگينى جهت خوراك و مسكن آنها براى دولت انگليس فراهم مىآورد ، از اين رو فخرى پاشا در مدينه ماند و عربها تنها به تهاجم و حمله به قطارها را ادامه دادند و بتدريج دايرهء تهاجم و حملات آنان به اردن رسيد و عملًا 80 مايل از خط راه آهن را در ميان دو منطقه معان و المدوّره در اختيار گرفتند و بدين ترتيب مسألهء دفاع از مدينه به پايان رسيد ، و ارتش ترك تا پايان جنگ جهانى اول و شكست عثمانى در اين شهر باقى ماند ، لورنس مىگويد ديدگاه عثمانيان و اصرار آنها بر نگهدارى اين همه نيرو در مدينه و تلاش در نگهدارى شهر مقدس مدينه دليلى جز نشان دادن تسلط خلافت عثمانى بر سرزمينهاى مقدس اسلامى و شرعيت خلافت نداشت و عثمانيان در واقع تاوان عواطف دينى خود را دادند . اما فخرى پاشا به همراه سربازان خود در مدينه تا سال 1919 باقى ماند و تنها در تاريخ ژانويه 1919 ميلادى و در حالى كه فخرى پاشا به مرض سختى گرفتار بود