مىكرد به نام اشرف كه از تركان عثمانى و از اهالى شهر ازمير بود . اشرف در جريان يك قيام بر عليه دولت در دوران سلطان عبدالحميد دستگير شد و به مدت 5 سال به مدينه تبعيد گرديد . وى در دوران تبعيد خود توانست در يكى از روزها از زندان گريخته و به حاكم منطقه العوالى كه از دشمنان عثمانيان بود پناه آورد و پس از چندى در روز روشن در حالى كه سوار بر اسب عربى اصيلى بود وارد شهر مدينه گرديد و به پادگان شهر رفت و فرزند حاكم شهر را كه آموزگار سربازان ترك بود به اسارت گرفت و به همراه خود به كوه احُد برد ، حاكم شهر براى نجات فرزند خود بدون امان نامه به او وعدهء آزادى داد ، آنگاه يكى از دختران مدينه را به ازدواجش درآورد و تعدادى شتر و چادر براى او خريد و 500 ليرهء طلا نيز به او داد و بدين ترتيب او از مدينه بيرون رفت و مدتها در ميان عشاير عرب به گشت و گذار مىپرداخت تا آن كه انقلاب جوانان ترك در استانبول رخ داد و او عازم آنجا شد و از اطرافيان انورپاشا و سركرده آنان گرديد و هنگامى كه جنگ جهانى اول رخ داد او با پول فراوان و محمولههاى سلاح و نامههايى براى رؤساى قبايل عرب به مدينه گسيل شد تا بتواند راه سربازان محاصره شدهء ترك در يمن را باز نگه دارد ، اشرف در نخستين مرحلهء مأموريت خود از منطقه وادى العيص در نزديكى خيبر كه امير عبداللَّه در آن اطراق نموده بود عبور نمود و گرفتار مأمورين او شد و شريف فوزان او را نزد امير عبداللَّه آورد و پس از بازرسى مبلغ بيست هزار لير استرلينگ و هداياى گرانقيمت و چندين بار شتر اسلحه و تفنگ و نامهها و اسناد و مدارك زيادى از او به دست آمد .
از نوشتهء لورنس اين گونه به دست مىآيد كه او صلاح دانست فخرى پاشا به همراه سربازانش ، كه بالغ بر بيست و پنج هزار نفر بودند ، در مدينه به حالت محاصره باقى بمانند تا مبادا از اين نيروى عظيم در جاى ديگرى
موسوعة العتبات المقدسة ( مدينة / مكة ) ( مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايى ) ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: جعفر الخياط
ص١٧٢