شهروندان مدينه
پيشتر در اين سفرنامه بخشهايى از خاطرات و گفتههاى بورخارت دربارهء ساكنين شهر مدينه در سال 1814 م . گذشت و اينك گفتههاى بورتون را پس از 40 سال از آن تاريخ دربارهء همان موضوع با انتخاب آن قسمتهايى كه بورخارت در سفرنامهء خود از آنها ياد نكرده است ارائه مىكنيم .
بورتون مىگويد : گروه اندكى از نسل ياران پيامبر در مدينه به سر مىبرند و او تنها نام 4 خانواده را به ياد مىآورد كه عبارتند از :
1 - خانواده انصارى ؛ كه از نسل أبو ايوب انصارى مىباشند ، اين خانوادهء اصيل كه در طى 1500 سال بر اثر زاد و ولد گسترش يافته است ، عهدهدار مناصب كليددارى مسجد قبا و امامت حرم مقدس مىباشند ليكن در عين حال از خانوادههاى با نفوذ و ثروتمند شمرده نمىشوند .
2 - خانواده أبى جود ؛ از اين خانواده همواره گروهى به عنوان امامت حرم و مؤذن مشغولند ، ليكن مشهور آن است كه از سالهاى ميانهء قرن پانزدهم ميلادى ، اين خانواده رو به نابودى رفته و تنها باقيماندهء آنان يك دختر و پسر بودهاند ، از سوى ديگر جهانگرد مغربى ، ابن جبير مىگويد : او در مدينه مؤذنى را ديده است كه خود را از نسل بلال مؤذن پيامبر مىدانست و به حرفهء مؤذنى - كه حرفه ويژهء خانوادگى آنان است - اشتغال داشت .
3 - خانواده الشعب ؛ و اين خانوادهاى است بسيار گسترده كه گروهى از آنان به حرفهء تجارت و مسافرت و گروهى ديگر به خادمى حرم شريف مشغولند .
4 - بيت الكرانى ؛ كه غالب افراد اين خانواده به كارهاى تجارتى