جنازهء مردگان مىباشد . البته روش مسلمانان در دفن مردگان ، گشايشى در بر طرف نمودن اين كمبود و فشردگى است و سبب مىگردد كه جنازهء مردگان در مدت كوتاهى متلاشى گردد . در اين گورستان خبرى از سبزه و درخت و گُل و گياه و آنچه كه معمولًا ملالت و غم و اندوه گورستانهاى مسيحيان را از ميان مىبرد ، نمىباشد ، حتى ساختمانهاى آن نيز بقدرى ساده و محقّر است كه ارزش سخن دربارهء آنها را ندارد و همين بناهاى ساده را نيز امير سعود و پيروان وهابى او به اين اعتقاد كه ساختن ضريح و بنا بر روى قبور حرام است و نيكوترين قبرها گورهاى مندرس است ؛ منهدم نمودند . منظره و ديدگاه عمومى اين گورستان كه بورخارت آن را پيش از سال 1814 ميلادى ديده است اين گونه بوده : « تپههاى پراكندهاى از خاك ، گودالهايى متعدد و وسيع ، انواع زباله ، هيچ شاهد و نشانهاى از بودن گورى . . . . » ليكن بعدها دو تن از خلفاى عثمانى ، يعنى سلطان عبدالحميد و سلطان محمود ساختمانهايى در اين گورستان بنا نمودند .
و پس از توصيف بورخارت ، بورتون نيز ورود خود را به بقيع اين گونه توصيف مىكند : « وارد اين قبرستان مقدس شدم در حالى كه نخست پاى راست خود را پيش برده بگونهاى كه قصد وارد شدن به مسجد را داشته باشم ، و پيش از وارد شدن براى پرهيز از سنخيت با رافضيان كفشهاى خود را از پايم درآوردم زيرا اهالى مدينه گو اين كه خود با كفش وارد بقيع مىشوند ليكن از ديدن ايرانيان كه همانند آنان با كفش وارد مىشوند بسيار خشمگين مىگردند ، آنگاه به خواندن دعاى متعارف براى مردگان پرداختم و سپس دو سورهء اخلاص و شهادت را خوانده و با پايان يافتن اين دعا دستهاى خود را بلند نمودم و سوره حمد را به آهستگى تكرار كردم و سپس دو دست را بر صورت خود كشيده و به راه خود ادامه دادم . پس از عبو از
موسوعة العتبات المقدسة ( مدينة / مكة ) ( مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايى ) ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: جعفر الخياط
ص١٤٤