در سفرنامهء خود تدوين نموده است . اين دو جهانگرد به علّت آگاهيهاى خود تقريباً آنچه كه در ذهن انسان دربارهء اين دو شهر مىگذرد ، آوردهاند و به شرح و بسط تمامى آنچه مربوط به اين دو شهر و ديگر شهرهاى حجاز است پرداختهاند .
جان لويس بورخارت
آنگونه كه بورخارت ادعا مىكند ، در دوران محمدعلى پاشا به مصر آمد ، اسلام آورد و خود را شيخ ابراهيم ناميد و پس از آشنايى با محمدعلى پاشا روابط نزديكى با او برقرار نمود و سپس به همراه او در لشكركشى بر عليه وهابيان به حجاز سفر كرد و در اين سفر بود كه محمدعلى پاشا - به رغم اين كه در مسلمان بودن بورخارت مشكوك بود - مقدمات سفر او را به مكه و مدينه فراهم آورد ، از اين رو بورخارت با زيركى توانست حقيقت خود را پنهان داشته و به اين مسافرت بپردازد و تمامى مشاهدات و حوادث و تجربيات اين سفر را در سفرنامهء خود « 1 » شرح دهد . .
بورخارت پس از انجام مناسك در مكه به سوى مدينه رهسپار گرديد و در بامداد روز 28 ژانويهء سال 1915 ميلادى وارد شهر مدينه شد . او فاصلهء دو شهر را در 13 روز طى نمود و از شانس بد او آن كه در مدينه به مرض مالاريا گرفتار آمد و آنقدر نيروى او را فرسوده نمود كه از زندگانى مأيوس گرديد و تصور نمود در مدينه مرده و همانجا دفن خواهد گرديد ، ليكن برغم ناتوانى و مرض او توانست مشاهدات بسيارى از وضعيت شهر
هامش
( 1 ) .1 - Burchardt , Gohn lewis - Travels in Arabia , Comprehending on Account of Territories in Hedjaz Which Mohammadans Regard as socred .