مدينه داشته باشد و تمام آن را به تفصيل در چندين فصل از سفرنامهء خود ( از ص 138 تا 292 ) آورده است .
بورخارت مىگويد كاروان بار و بنه خود را در ميدان بزرگى كه در حومهء شهر مدينه بود ، بر زمين نهاد و او توسط خادمان حرم توانست منزلگاه مناسبى براى خود تهيه كند و آنگاه بر طبق معمول او را براى انجام مراسم زيارت به سوى حرم راهنمايى كردند و او در اين جا بود كه دريافت اين مراسم بسيار كوتاهتر و راحتتر از مراسم حج مىباشد ، و در مدتى كه او در مدينه بود طوسون پاشا پس از سركوبى وهابيان و تار و مار آنها شهر را در اشغال خود داشت ، و به سبب جنگ بدويان و شتردارانى كه مسؤوليت حمل خوراك و آذوقهء شهر را به عهده داشتند گريخته و از اين رو كمبود خوراكى در شهر محسوس بود . بورخارت علاوه بر اين از بدى هوا و طعم مشمئز كنندهء آبِ نوشيدنىِ شهر سخن مىگويد .
بورخارت در بخش ديگرى به توصيف موقعيت طبيعى شهر مىپردازد ( توصيفى مشابه آنچه كه در دائرة المعارف اسلامى آمده و به نظر مىرسد آنان در نوشتهء خود به گفتههاى بورخارت در سفرنامهاش اعتماد داشتهاند ) و مىگويد : شهر داراى برج و باروى مستحكمى بود ؛ بگونهاى كه او را در برابر هجوم مصون مىدارد ، از اين رو شهر يكى از پايگاههاى مستحكم حجاز به شمار مىرود ، اين بارو نخستين بار در سال 360 ه . بنا گرديد و پس از اين تاريخ چندين بار ترميم و بازسازى شد بويژه در سال 900 ه . ليكن برج و باروى شهر در وضعيت كنونى آن ( آغاز قرن نوزدهم ) توسط سلطان سليمان قانونى در سالهاى پايانى قرن شانزدهم به وجود آمد ، اما خندق گرداگرد بارو در سال 751 ميلادى كنده شده است . شهر سه دروازهء زيبا دارد : دروازهء مصرى در سمت جنوب ، ( اين دروازه و دروازهء باب
موسوعة العتبات المقدسة ( مدينة / مكة ) ( مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايى ) ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: جعفر الخياط
ص١٠٦