هميارى كنسول انگليس وسايل فرار خود را فراهم نمايد ، آنچه كه نشانگر تعصب او به نصرانيت است اين است كه او پس از رسيدن به بندر لگهورن در ايتاليا و به محض آن كه پاى خود را بر سرزمين مسيحيت قرار داد ، چندين بار زمين را بوسه زد و از اين كه عاقبت از اسلام رهايى يافته و به مسيحيت بازگشته است سجدهء شكر نمود . ژوزف بعدها خاطرات سفر خود به مكه و مدينه را به تفصيل نوشت و توضيحات فراوانى دربارهء مكه و مدينه در خاطرات خود آورده است .
او مىگويد : مدينه شهرى است كوچك و حقير ولى در عين حال از برج و باروى محكمى برخوردار است و در آن مسجد جامع بزرگى قرار دارد ليكن به عظمت ( معبد ) مكه نمىرسد . او معتقد است كه باروى شهر ميان سالهاى 1503 و 1680 ميلادى ساخته شده است . در يكى از گوشههاى مسجد جامع ، ساختمانى به مساحت 15 قدم مربع را اشغال نموده كه در آن پنجرههاى بزرگى قرار دارد كه از مس زرد ساخته شده ، و در داخل اين بنا تعدادى آويز روشنايى و مقدارى وسايل و هداياى ارزشمند مىباشد . و در اين مسجد ، اثرى از سه هزار آويز كه برخى نوشتهاند نيست . در ميانهء اين ساختمان قبر « محمد » [ ص ] قرار دارد ( كه نويسندهء با اسائهء ادب به آن حضرت ايشان را دروغگو مىنامد ) . او آنگاه به پردههاى آويخته مىپردازد و مىگويد : در ميان مردم اين گفتار خرافى شهرت دارد كه بدن پيامبر در تابوتى ميانهء زمين و آسمان قرار دارد و آنگاه به جايگاهى كه براى حضرت مسيح بن مريم آماده شده اشاره مىكند . او سپس به وضعيت اقتصادى شهر اشاره دارد و مىگويد : شهر مدينه نيازمنديهاى خود را از كشور حبشه كه در آن سوى درياى سرخ قرار دارد ، تأمين مىكند .
* * *
موسوعة العتبات المقدسة ( مدينة / مكة ) ( مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايى ) ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: جعفر الخياط
ص١٠٢