تبع بدين انديشه لشكرى آراست و روانه شد تا به حيره رسيد .
در آن جا فرود آمد و برادرزادهء خود شمر ذو الجناح ( شمر : به فتح شين و كسر ميم ) را به جنگ قباد فرستاد .
در جنگى كه ميان شمر و قباد روى داد ، قباد شكست خورد و گريخت و به رى رفت . شمر به تعقيب او پرداخت و در رى او را گرفت و كشت .
تبع سپس شمر را به خراسان گسيل داشت و پسر خود ، را نيز به سغد فرستاد و گفت :
« هر يك از شما كه زودتر به چين رسيد ، او فرمانرواى چين خواهد بود . »
هر يك از آن دو نيز لشكرى بزرگ با خود داشت . گفته مىشد كه بر روى هم ششصد و چهل هزار سرباز داشتند .
تبع ، همچنين ، برادرزادهء ديگر خود ، يعفر ، را به روم فرستاد .
يعفر در قسطنطنيه فرود آمد و به جنگ پرداخت و مردم روم شرقى به فرمان وى درآمدند و حاضر شدند كه خراج بپردازند .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
حتى در خارج شهر هم جائى را ويران نكردند .
ظاهر چنين است كه كواذ نسبت به برادر مخلوع خود ، ژاماسب ، هم با نهايت رأفت رفتار كرده است و اين روش او كاملا خلاف اسلاف اوست .
رويهمرفته مىتوان گفت كه البته اين پادشاه كاملا پيرو حكمت عملى مزدكيان نبوده است ، چنان كه قسطنطين بزرگ هم كاملا تابع اخلاقيات دين مسيح نشد ، لكن از رفتار كواذ نمايان است كه تا حدى اخلاق و انسان دوستى مزدكيه در او مؤثر گرديده است .
( ايران در زمان ساسانيان ، ص 367 و 370 )