قباد كه اين خبر شنيد ، دانست كه آن تاخت و تاز به دست حارث صورت گرفته است .
از اين رو ، وى را فراخواند و همين كه به نزد او آمد ، گفت :
« گروهى از دزدان عرب چنين و چنان كردهاند . . . »
حارث جواب داد :
« من خبر ندارم و من هم نمىتوانم جلوى اعراب را بگيرم جز به پول و لشكر . »
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
معذلك ، نبايد اين اجتناب از خونريزى را امرى قطعى و دائمى دانست .
پادشاهى كه قسمت بيشتر از ايام سلطنت خود را در جنگ گذرانيده و براى درهم شكستن كبر و غرور و نافرمانى طبقه اشراف كوششها نمود ، مسلما چندان درين نكته حساس نبوده است .
قباد در جنگهائى كه با روم كرد تابع اين نصيحت مجرب بود كه گفتهاند : « حمله بهترين دفاع است . » ( تو پيروزى ار پيشدستى كنى ) .
اما نبايد حق را كتمان كرد كه در ميان حوادث صعب آن دوره و شدت عمل غير قابل اجتناب مرسوم آن ايام ، كواذ آثار نيكوئى از انسانيت و عدل خويش به يادگار گذاشته است .
در كتاب منسوب به استيليس شرح دهشتناكى از قتل مردم شهر آميدا ، كه به دست كواذ مفتوح گرديد ، نوشته شده است .
اما در موقع خواندن اين كتاب بايد دو چيز را در نظر گرفت : يكى مقتضيات ايام جنگ ، ديگر تعصب نويسندگان مسيحى كه پيوسته مىخواستهاند به هر بهانه دشمنان خويش را مورد تهمت قرار دهند .
بنا بر روايت پروكوپيوس ، ايرانيان چون وارد شهر آميدا شدند ، بقيه ذيل در صفحه بعد