يا مىگفت :
« حيواناتى كه در فلان زمين هستند در پناه منند و هيچ كس نبايد آنها را شكار كند . هيچ كس نبايد شتر خود را ميان شتران من راه دهد يا در جائى كه من آتش مىافروزم ، آتش روشن كند ، يا از ميان خانههاى من بگذرد يا در مجلس من رعايت تشريفات را نكند . »
فرزندان جشم و فرزندان شيبان همه در يك جا به سر مىبردند چون از پريشانى و پراكندگى بيم داشتند و مىخواستند با هم باشند .
كليب وائل با جليله - دختر مرة بن شيبان بن ثعلبه ، كه خواهر جساس بن مره بود - زناشوئى كرد .
كليب در آغاز بهار زمينى از عاليه [ ( 1 ) ] را چراگاه ويژهء چارپايان خويش ساخته بود و هيچ كس نمىتوانست بدان نزديك شود جز كسى كه با وى سر جنگ داشت .
مقارن همين احوال ، مردى كه سعد بن شميس بن طوق جرمى ناميده مىشد بر بسوس وارد گرديد .
بسوس دختر منقذ تميمى و خالهء جساس بن مره ، خواهر زن كليب ، بود .
اين سعد جرمى شتر مادهاى داشت به نام « سراب » كه با شتران جساس مىچريد و اين شتر همان شترى است كه تازيان بدان مثل زدند و هر گاه كه مىخواستند درباره بديمن بودن چيزى
هامش
[ ( 1 ) ] - عاليه : سرزمين حجاز كه مشتمل است بر بلاد واسعه و مواضع شريفه . و يا آن قسمتى كه از رمه تجاوز مىكند تا مكه و يا مشتمل است بر همهء آن قسمتى از قريهها و آبادىهاى مدينه كه از طرف نجد تا تهامه يافت مىشود و قسمت واقعه در ما بين را سافله گويند . معجم البلدان ( از لغتنامهء دهخدا )