اگر نياى او رئيس بود ، بىگمان اين موضوع را ذكر مىكرد و فخر نمىنمود به اينكه او جزء ياران بوده است .
بعد خود را در شمار كسانى در آورده كه روز خزاز ديگران را يارى مىكرده و در اين باب گفته :
فكنا الايمنين اذا التقينا * و كان الايسرين بنو ابينا
فصالوا صولة فى من يليهم * وصلنا صولة فى من يلينا
( ما هنگامى كه با دشمن بر خورد كرديم در جناح راست بوديم و برادران ما در جناح چپ مىجنگيدند .
آنان به هر كه مىرسيدند حملهور مىشدند و ما نيز به هر كه مىرسيديم حمله مىبرديم . )
به او گفتند : تو خود را بر برادران خود ، يعنى قبيلهء مضر ، برترى دادهاى .
و هنگامى كه در قصيده خويش از نياى خود ياد كرده ، گفته است :
و منا قبله الساعى كليب * فاى المجد الا قد ولينا ؟
( و پيش از او كليب كوشا بود . كدام پايه از بزرگى است كه ما بدان دست نيافتهايم ؟ ) بنا بر اين عمرو بن كلثوم ادعا نكرده كه جدش ، كليب وائل ، در روز خزاز رياست داشته است . اگر كليب واقعا رياست داشت ، اين بزرگترين چيزى بود كه عمرو بن كلثوم بدان افتخار مىكرد .