پرش به محتوای اصلی

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحه 266

پدیدآورندگان:

ص۲۶۶
وى در آمدند . علباء بن حارث كاهلى با نيزه به دو زخمى زد كه به همان زخم كارش را ساخت و او را كشت . اين حجر ، كه به دست علباء كشته شد ، كسى بود كه پدر علباء را كشته بود . پس از كشته شدن حجر فرزندان اسد به قبائل كنانه و قيس كه تا آن زمان از حجر پيروى مىكردند ، گفتند : « اى گروه كنانه و قيس ، شما برادران ما و پسر عموهاى ما هستيد ولى اين مرد از ما و شما نيست ، شما طرز رفتار او را ديده‌ايد و مىدانيد كه او و يارانش با شما چه مىكردند . بنابر اين فرصت را غنيمت شماريد و به تاراج پردازيد . » اين را گفتند و بيدرنگ دست به يغما زدند و پيكر بيجان حجر را نيز در يك چادر سپيد پيچيدند و ميان جاده انداختند قبيله‌هاى قيس و كنانه كه چنين ديدند ، آنان نيز به تاراج دارائى وى پرداختند . ولى عمرو بن مسعود خانوادهء حجر را در پناه خود گرفت و از آسيب بر كنار داشت . و نيز گفته شده است : حجر همين كه ديد فرزندان اسد بر او حمله‌ور شده‌اند ، از ايشان ترسيد و دست به دامن عويمر بن شجنه زد كه از قبيلهء عطارد بن كعب بن زيد مناة بن تميم بود ، و از او درخواست كرد كه دخترش ، هند ، و همچنين همسرش را در پناه خود گيرد و نگذارد كه آزارى ببينند . آنگاه به بنى اسد گفت : « اگر شما چنين مىخواهيد من از ميانتان مىروم و شما و كارتان را به خودتان واگذار مىكنم . »