و زنجير كشيده بوديم آورديم . )
همچنين امرؤ القيس درين باره مىگويد :
ملوك من بنى حجر بن عمرو * يساقون العشية يقتلونا
فلو فى يوم معركة اصيبوا * و لكن فى ديار بنى مرينا
و لم تغسل جماجمهم به غسل * و لكن فى الدماء عمر ملينا
تظل الطير عاكفة عليهم * و تنتزع الحواجب و العيونا
( پادشاهانى از فرزندان حجر بن عمرو تا شبانگاه خونشان ريخته شده بود .
ايكاش در روز جنگ از پاى در مىآمدند ولى آنان در ديار بنى مرينا كشته شدند .
سرهاى آنان نيز ، نه با آب ، بلكه با خون خاك آلوده شست و شو يافت .
پرندگان پيوسته پيرامون پيكر بيجانشان مىگردند و چشمها و ابروان آنان را مىكنند و مىخورند . )
حارث كه به سرزمين كلب گريخته بود ، در آن جا ماندگار شد .
قبيلهء كلب حدس مىزنند كه دشمنانش او را كشتهاند و دانشمندان كنده برآنند كه او روزى به آهنگ نخجير در پى گورخر يا بز كوهى تاخت ولى به او نرسيد و از شكار او باز ماند و خسته شد و به خشم آمد و سوگند ياد كرد كه هيچ چيز نخورد مگر از جگر او .
سواران او كه در پى او مىگشتند ، پس از سه روز جست و جو ، او را در حالى يافتند كه نزديك بود از گرسنگى بميرد .
از اين رو جگر حيوانى را كه شكار كرده بودند ، كباب كردند و به دو دادند و او پارهاى از آن جگر را كه بسيار داغ بود فرو برد و ديرى نگذشت كه جان سپرد .