رفتيم .
اين خبر پراكنده شد .
هنگامى كه او از كار افتاد و ما به پادشاهى فراخوانده شديم بهرام دو روى از فرصت استفاده كرد و بر ما تاخت و ما را از كشور براند .
ما نيز به روم رفتيم و به كشور خود برگشتيم و پايهء كار خود را استوار ساختيم .
آنگاه خونخواهى از كسانى را كه پدرمان را كشته يا در خون او شريك بودند ، آغاز كرديم .
اما راجع به آنچه دربارهء كار پسران ما ياد كردى ، بايد بگوييم :
ما كسانى را بر شما گماشتيم تا شما را از پرداختن به كارهاى بيهودهاى كه مايهء آزار مردم كشور مىشود و به شهرها آسيب مىرساند ، باز دارد .
ولى مقررى بسيار و آنچه را كه بدان نياز داشتيد براى شما معين كرديم .
اما به ويژه دربارهء ولادت تو ستاره شناسان پيشگوئى كرده بودند كه تو بر ما خواهى شوريد و زوال پادشاهى ما به دست تو خواهد بود .
پادشاه هند نيز نامهاى به تو نگاشت و براى تو هديهاى فرستاد .
ما آن نامه را خوانديم . در آن نامه تو را مژده مىداد كه سى و هشت سال پس از شاهنشاهى ما تو به فرمانروائى خواهى رسيد .
ما اين نامه و همچنين نامهاى را كه مبنى بر پيشگوئى ستاره - شناسان دربارهء ولادت تو بود مهر كرديم . و به شيرين داديم .
اكنون هر دو نامه در نزد شيرين است و اگر دوست دارى كه آنها را بخوانى ، از او بگير و بخوان .
بنا بر اين ، چنين پيشامدى نيز موجب آن نشد كه از نيكى و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 224
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢٤