تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١

سخن دربارهء پادشاهى شيرويه پسر خسرو پرويز

شيرويه ، پسر خسرو پرويز ، مادرش مريم دختر موريق ( موريس ) پادشاه روم بود . شيرويه را قباد مىخواندند . هنگامى كه به پادشاهى رسيد ، بزرگان و اشراف به نزد وى رفتند و گفتند : « اين درست نيست كه ما دو پادشاه داشته باشيم . يا پدرت را بكش تا ما سر به فرمان تو در آوريم . يا تو را از پادشاهى بر كنار خواهيم كرد و فرمانبردار او خواهيم شد . » شيرويه در برابر اين سخن ناچار شد كه پدر خويش را از پايتخت به جاى ديگرى بفرستد و در آن جا زندانى كند . بعد بزرگان كشور را گرد آورد و گفت : « ما مصلحت را در آن مىبينيم كه بدرفتارىهاى خسرو پرويز را به دو گوشزد كنيم و او را از برخى از آنها آگاه سازيم . » آنگاه مردى را كه استاذ خشنش ناميده مىشد و به كارهاى