كه به معنى شهابهاست . [ ( 1 ) ]
پس از درگذشت منذر ، خسرو پرويز بر آن شد كه از ميان فرزندان وى يكى را به فرمانروائى تازيان برگزيند .
از اين رو ، عدى بن زيد را فراخواند و از او دربارهء فرزندان منذر پرسش كرد .
عدى بن زيد در پاسخ گفت :
« فرزندان منذر همه مردان كار آمدى هستند . »
خسرو پرويز دستور داد كه آنان را به حضور وى فراخوانند .
عدى نامهاى به ايشان نگاشت و آنان را به ايران فراخواند و پذيرائى كرد .
او ظاهرا برادران نعمان را به نعمان برترى مىداد و در چشم آنان چنين وانمود مىكرد كه به نعمان اميدى ندارد .
او با يكايك فرزندان منذر خلوت مىكرد و مىگفت :
« هر گاه شاهنشاه پرسيد : آيا شما قدرت فرمانروائى بر تازيان را داريد و مىتوانيد آنان را به دلخواه من اداره كنيد ؟ بگوييد :
آرى ، همهء ما چنين قدرتى را داريم جز نعمان . »
و به نعمان سپرد :
« اگر شاهنشاه از تو پرسيد : آيا مىتوانى برادران خويش را مطيع كنى ؟ بگو : اگر من در رام كردن برادرانم ناتوان باشم ، پس در رام كردن ديگران ناتوانتر خواهم بود ! » در قبيلهء بنى مرينا ، مردى بود كه عدى بن اوس بن مرينا خوانده مىشد و هوشيار و شاعر بود .
هامش
[ ( 1 ) ] - جمع شهاب ، اشهب است و اشاهب جمع الجمع مىباشد .
مترجم