تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
را از دم شمشير خواهم گذراند . » در اين هنگام آنان ناچار شدند به او راست بگويند و نشانه‌هاى ظهور پيغمبر خدا ( ص ) را از او پوشيده ندارند . خسرو پرويز كه سخنانشان را شنيد ، گفت : « واى بر شما ! آيا نمىتوانستيد از همان آغاز ، اين را آشكارا به من بگوييد تا ببينم كه درين باره چه بايد كرد ؟ » در پاسخ گفتند : « ترس از خشم شاهنشاه ، ما را از راستگوئى بازداشت . » شاهنشاه با سرآسيمگى دجلة العوراء را - هنگامى كه سد شكسته و آب از همه سو پخش شده بود - به حال خود رها كرد . و اين مسيل‌ها و هرز آبه‌ها كه امروز از هر سوى ديده مىشود از آن تاريخ بر جاى مانده است . و گرنه تا پيش از آن تاريخ اين سرزمين آباد بود و آبها در مسيرى درست جريان داشت . پيغمبر خدا ( ص ) در ششمين سال هجرت ، به وسيلهء عبد الله بن حذافة سهمى براى خسرو پرويز پيامى فرستاد . درين هنگام آب رودهاى دجله و فرات به اندازه‌اى فراوان شد كه همانندش نه پيش از آن ديده شده بود و نه بعد از آن ديده شد . همچنان كه گفتيم ، سدى كه خسرو پرويز ساخته بود شكست و او كوشيد كه از نو آن را بسازد ولى باز آب فشار آورد و در مسيل‌ها افتاد و بسيارى از كشتزارها و كرانه‌ها را فرا گرفت بعدها هم كه تازيان به ايران تاختند ، ايرانيان در نتيجه جنگ با تازيان از تعمير سد باز ماندند تا زمان حجاج بن يوسف ثقفى كه سد شكاف‌هاى بيشترى برداشت و زيان‌هاى بسيارى به كشاورزان رساند . ولى حجاج به تعمير سد اقدام نكرد زيرا كشاورزان را متهم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 184 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت