نگهدارى كنند . پس مردم شهر و كسانى كه كارشان مايهء آبادانى شهرهاست بايد ( با پرداخت ماليات حقهء خود ) هزينهء زندگى نظاميان را فراهم آورند زيرا آبادانى و امنيت و تندرستى و حفظ جان و مال جز به كوشش آنان ميسر نمىشود .
همچنين ديدم كه براى نظاميان نيز پايه و مايه و خوردن و نوشيدن و دارائى و زن و فرزند فراهم نمىشود جز به بركت وجود كسانى كه كارهاى اجتماعى دارند و از در آمد خود ماليات مىپردازند .
بنا بر اين از افراد كشور به همان اندازه ماليات گرفتم كه براى لشكر مورد نياز بود . و بقيهء در آمد افراد كشور را به ايشان واگذاشتم و به هيچيك از اين دو گروه اجحاف نكردم .
در حقيقت نظاميان و ماليات دهندگان را مانند دو چشم يافتم كه به يارى هم مىبينند يا مانند دو دست كه به كمك هم كار مىكنند و مانند دو پا كه اگر يكى آسيب ببيند ، ديگرى نيز از كار مىافتد .
ما ، همچنين ، رفتار نياكان خويش را در نظر گرفتيم و از رفتار ايشان هر چه را كه مايهء پاداش خداوند و نيكنامى در ميان مردم و مصلحت سپاه و مردم بود برگزيديم و پيشه ساختيم و از هر چه مايهء تباهى بود پرهيز كرديم . و به كارى كه سودى نداشت و زيان آور بود ، تنها براى اين كه نياكان ما بدان علاقمند بودند ، دست نزديم .
همچنين در راه و روش مردم هندوستان و روم نگريستيم و آنچه را كه پسنديده بود بر گرفتيم و به كار بستيم . هرگز در پى هوى و هوس خود نرفتيم و درين باره به همهء ياران و نمايندگان خود در شهرها نيز نوشتيم و سفارش كرديم . »
اكنون اين سخنان را در نظر گيريد كه نشانهء فزونى دانش و بسيارى خرد و بينش و توانائى در خويشتن دارى و جلوگيرى از
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 111
مساهمون: ابن الأثير
ص١١١