پيغمبر خدا ، صلّى اللّه عليه و سلم ، در چهل و دومين سال شاهنشاهى انوشيروان ، به جهان آمد .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
در به دو سلطنت خسرو ، كيوس پسر قباد كه دعوى پادشاهى مىداشت به فرمان خسرو به قتل رسيد .
ليكن برادر ديگرش ، ژم ، با اينكه از يك چشم كور بود و قاعدهء اشخاص ناقص الاعضا ، نبايستى به سلطنت برسند ، در ميان بزرگان ايران ، كه از تلون و بيرحمى خسرو مىترسيدند ، هواخواه داشت .
حتى خالوى خسرو ، اسپبدس ، نيز طرفدار ژم بود .
بزرگان قرار گذاشتند براى اين كه قانون سلطنت را مراعات كرده باشند ، از جهة ناقص الاعضاء بودن ژم ، قباد ، پسر ژم ، را به پادشاهى بردارند .
ولى خسرو اين توطئه را در نطفه بكشت و ژم را به قتل رسانيد و اسپبدس را نيز با برادرزادگان خود بكشت .
قباد ( كواذ ) ، پسر ژم ، كه كنارنگ ( مرزبان ) آذر گنداذ او را پنهان كرده بود ، از اين قتل عام نجات يافت .
وى گريخته ، نزد روستىنين ، امپراطور روم رفت . و خسرو - سالهاى بعد فهميد كه باعث اختفاى او كه بوده است .
آنگاه فرمود كه آذر گنداذ را كه پيرى سالخورده بود بكشتند و مقام كنارنگى را به پسرش و هرام دادند .
خسرو ، سرنخوارگان ماهبوذ را كه در رسيدن به شاهى به او كمك كرده بود ، نيز بكشت .
ماهبوذ ، به سبب دسيسهء يكى از بزرگان به نام زروان ، يا زبرگان بقيه ذيل در صفحه بعد