كند .
ولى انوشيروان گفت :
رفتارى كه انجامش موجب اصلاح دولت ما مىشود ، هر چه باشد ، در نظر ما تند و ناشايسته نيست .
از سخنان خسرو انوشيروان است :
« شكر و نعمت مانند دو كفهء ترازو هستند . هر كدام كه بالا رود ديگرى پائين مىآيد تا هنگامى كه بدان افزوده شود و باز با آن برابر گردد .
اگر نعمت فزونى و شكر گزارى كاستى يافت ، نعمت نيز كاهش مىيابد . پس نعمت بسيار نيازمند به شكر گزارى بسيار است و هر گاه سپاسگزارى افزايش يابد ، ميزان نعمت نيز افزوده مىشود تا حدى كه از ميزان سپاسگزارى فراتر مىرود .
من در سپاسگزارى نگريستم و دريافتم كه سپاسگزارى بر دو گونه است : يكى به گفتار و ديگر به كردار .
همچنين به دقت نگريستم تا ببينم كه بهترين كارها در نزد خداوند چيست ، ديدم آنچه آسمانها و زمين را استوار مىسازد و كوهها را نگاه مىدارد و جوىها را روان مىكند و آفريدگان را مىآفريند و مايهء نظم همهء جهان مىشود ، حق و عدل است . من هم به راستى و درستى و داد و دهش گرويدم . و ديدم نتيجهء حق و عدل آبادانى شهرهاست كه زندگانى آدميان و چارپايان و پرندگان و همهء آفريدگان بدان بستگى دارد .
باز هنگامى كه درين باره به چشم خرد نگريستم ديدم نظاميان نگهدارندهء غير نظاميان ، و همچنين ، غير نظاميان نگهدارندهء نظاميان هستند زيرا نظاميان مواجب و مقررى خود را از محل ماليات ساكنان شهرها مىگيرند .
تا با كوشش و دلاورى خود از آنان پاسدارى و از شهرهاى آنان
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 110
مساهمون: ابن الأثير
ص١١٠