ماليات هر سال نيز در سه قسط گرفته مىشد .
اين مقررات مالياتى بود كه عمر بن خطاب نيز از آن پيروى كرد .
انوشيروان پس از وضع اين ماليات ، نسخهاى از آن را به شهرها براى قاضيان فرستاد تا نگذارند كه عمال دولتى بيش از آن ماليات بگيرند .
همچنين دستور داد كه از هر كه محصولش آفت زده يا دچار خشكسالى شده ، ماليات آن سال را نگيرند .
به استثناى بزرگان و اشراف و نظاميان و هيربدان و دبيران و خدمتگزاران دربار براى ساير مردم ماليات سرانه معين شد و هر كسى موظف بود كه بر حسب سن خود ، از دوازده درهم و هشت درهم گرفته تا شش درهم و چهار درهم ، جزيه بپردازد .
عمر بن خطاب كسانى را كه كمتر از بيست يا بيشتر از پنجاه سال داشتند از پرداخت اين جزيه يا ماليات سرانه معاف كرد .
پس از وضع ماليات توجه كسرى مصروف امور ارتش گرديد و يكى از دبيران و بزرگان شايستهء خود را كه بابك نام داشت براى سر و سامان دادن به كار قشون و سان ديدن سپاه برگزيد - تا به بازديد سپاهيان پردازد و براى هر يك از سپاهيان ، فراخور شايستگى او ، حقوقى معين كند .
او از انوشيروان براى اين كار اقتدار و اختيار تام خواست و بعد در محل سان ديدن سپاه تخت بزرگى ساخت و آن را مفروش نمود .
سپس فرمان داد تا تمام سپاهيان با جنگ افزارها و اسبان خويش براى سان دادن آماده شوند .
همه حاضر شدند و او چون خود خسرو انوشيروان را با ساير سپاهيان نديد دستور داد كه بر گردند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 108
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٨