بعد افراد هر دسته براى جنگ گرد هم آمدند و سرانجام دو دسته صفت آرائى كردند و در برابر هم ايستادند .
ولى هنوز آتش جنگ شعلهور نشده بود كه يك ديگر را به صلح و آشتى فرا خواندند بدين شرط كه كار تهيه آب و خوراك حاجيان را به فرزندان عبد مناف بدهند و پردهدارى و پرچمدارى و اداره امور كعبه به فرزندان عبد الدار واگذار گردد .
بدين گونه با هم آشتى كردند و از هم خرسند شدند و از پيكار با يك ديگر دست كشيدند .
هر قوم و قبيلهاى نيز به سوگندى كه خورده و پيمانى كه بسته بود وفادار ماند و تا هنگامى هم كه اسلام ظهور كرد هر دستهاى بر عهد و پيمان خويش باقى بود .
پيغمبر اكرم ، صلّى اللّه عليه و سلم ، در اين باره فرمود :
« به سوگندهائى كه در جاهليت ياد شده اسلام چيزى نيفزود جز اين كه آن را تاييد كرد . در اسلام نيز ، هم سوگندى نيست . »
منصب خوار بار رسانى و تهيه آب و خوراك حاجيان را هاشم بن عبد مناف عهدهدار شد زيرا عبد شمس بسيار سفر مىكرد و دارائى زياد نداشت ولى عائلهء زياد داشت . در مقابل ، هاشم مردى توانگر و بخشنده بود .
جا داشت كه ما اين مطلب را پيش از واقعهء اصحاب فيل و بدعتهاى قريش ذكر كنيم ولى آن را عقب انداختيم زيرا برخى از رويدادهاى آن به برخى از پيشآمدهاى آينده بستگى دارد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 106
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٦