بود زيرا از لحاظ سالخوردگى بزرگترين آنان به شمار مىرفت .
ولى پيشواى فرزندان عبد الدار كه به نگهدارى و حفظ ايشان مىپرداخت ، عامر بن هاشم بن عبد مناف بن عبد الدار بود .
فرزندان اسد بن عبد العزى بن قصى ، فرزندان زهرة بن كلاب ، فرزندان تيم بن مره و فرزندان حارث بن فهر بن مالك بن نضر ، با فرزندان عبد مناف همدست شدند .
فرزندان مخزوم ، فرزندان سهم ، فرزندان جمح و فرزندان عدى بن كعب نيز به فرزندان عبد الدار پيوستند .
عامر بن لؤى و محارب بن فهر از اين دسته بندى بر كنار ماندند و به هيچيك از دو دسته ملحق نشدند .
بارى ، افراد هر گروه در ميان خود سوگند استوار ياد كردند و پيمان بستند كه هرگز در زير بار گروه ديگر نروند و تسليم نشوند .
فرزندان عبد مناف بن قصى كاسهاى در ميان نهادند كه پر از گلاب يا مايع خوشبوى ديگرى بود . مىگفتند يكى از زنان بنى عبد مناف آن را براى ايشان آورده و در حرم نهاده بود .
فرزندان عبد مناف دستهاى خويش را در آن كاسه فرو مىبردند و بدين گونه به هم دست مىدادند و پيمان مىبستند و دست خود را به ديوار كعبه مىماليدند كه بدين وسيله خود را ملزم به نگهدارى پيمان كرده باشند .
از اين رو ، فرزندان عبد مناف ، مطيبين ( يعنى : خوشبويان ) ناميده شدند .
فرزندان عبد الدار و قبائل همدست ايشان نيز در خانهء كعبه با هم پيمان بستند كه به فرمان دستهء ديگر گردن ننهند و تسليم نشوند .
اين دسته نيز « احلاف » ( يا : هم سوگندان هم پيمانان ) خوانده شدند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 105
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٥