تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
از اين كشمكش سرانجام عرصه بر او تنگ گرديد و بر آن شد كه با مريم در اين باره گفت و گو كند . نخستين سخنى كه به وى گفت ، اين بود : « دربارهء تو فكرى به ذهن من رسيده كه هر چه مىكوشم تا آن را از ميان ببرم و بپوشانم ، باز هم به ذهنم چيره مىشود . » مريم گفت : « آن را درست و راست بيان كن . » يوسف گفت : « بگو ببينم . آيا هيچ گياهى بى اين كه دانه‌اى پاشيده شده باشد ، مىرويد ؟ » جواب داد : « آرى . » پرسيد : « آيا هيچ درختى بى اين كه بارانى بر آن خورده باشد ، سبز مىشود ؟ » پاسخ داد : « آرى . » يوسف گفت : « پس از اين قرار ، زنى هم ممكن است بچه‌اى بياورد بى - اين كه مردى در كار باشد ؟ » مريم جواب داد : « آرى . نمىدانى كه خداوند در روز آفرينش روئيدنىها ، گل و گياه را بىدانه روياند ؟ نمىدانى كه خداوند درخت را بى - باران آفريد و پس از آن كه باران و درخت ، هر يك را به تنهائى