سى و دو سال و چند روز زندگى كرد و مريم تا شش سال ديگر پس از او زنده بود . بنا بر اين حضرت مريم ، بر رويهم پنجاه و يك سال بزيست .
يحيى نيز پيش از آن كه مسيح بر آسمان رود ، كشته شد . مسيح داراى نبوت و رسالت گرديد و مدت سى سال عمر كرد .
پيش از اين دربارهء مريم كه در كنيسه خدمت مىكرد سخن گفتيم .
او و پسر عمويش ، يوسف بن يعقوب بن ماثان نجار به خدمت كنيسه دلبستگى داشتند .
يوسف مردى بود حكيم و نجار كه به دست خود كار مىكرد و از در آمد خويش تنگدستان را يارى مىداد .
مسيحيان گفتهاند :
مريم با يوسف ، پسر عم خويش ، زناشوئى كرد . چيزى كه هست با او نزديك نشد مگر پس از بر آسمان رفتن حضرت مسيح عليه السلام .
خدا حقيقت را بهتر مىداند .
مريم و يوسف ، پسر عمش ، هر گاه كه آبشان به پايان مىرسيد ، كوزهء خود را بر مىداشتند و به غارى كه در آن آب بود مىرفتند و كوزه را از آب پر مىكردند و به كنيسه باز مىگشتند .
در آن روز كه جبرائيل حضرت مريم عليها السّلام را ديد ، آب آشاميدنى مريم تمام شده بود . از اين رو ، مريم به يوسف گفت :
« با من بيا تا آب برداريم . »
يوسف پاسخ داد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 4
مساهمون: ابن الأثير
ص٤