تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
( جبرائيل به حضرت مريم گفت : « جز اين نيست كه من فرستادهء پروردگار توام تا تو را كودكى پاكيزه ببخشم . » مريم گفت : « چگونه من پسرى خواهم آورد در حالى كه مردى به من دست نزده است و گمراه و بدكار نيز نبوده‌ام ! » جبرائيل گفت : « پروردگار تو چنين فرموده و اين براى من آسان است . اين كارى است كه مقدر شده و براى مردم نشانهء رحمتى از سوى ماست . » ) مريم كه اين شنيد ، به خواست خداوند تن در داد . در اين هنگام جبرائيل در گريبان پيراهن او دميد و رفت . بدين گونه مريم ، حضرت عيسى مسيح عليه السّلام را آبستن شد . و كوزه خود را از آب پر كرد و برگشت . در آن روزگار مردم هيچ كس را از مريم و پسر عمش ، يوسف نجار ، خداپرست‌تر نمىدانستند . يوسف هميشه با مريم بود و نخستين كسى بود كه از آبستنى مريم نگران شد . او هنگامى كه به آبستنى وى پى برد نمىدانست كه اين چگونه روى داده و زادن چنان فرزندى چه پيش خواهد آورد . مىخواست او را به بدكارى متهم كند ولى به ياد مىآورد كه او زنى پاكدامن است و هرگز حتى ساعتى نيز از او دور نبوده است . مىخواست او را پاكدامن بشمارد ولى به ياد كودكى مىافتاد كه در رحم داشت و بد گمان مىشد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 6 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت