تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
وزيران او كوشيدند تا او را از پيمان شكنى باز دارند ولى او نشنيد و با لشكريانى كه بسيج كرده بود به سوى سرزمين هياطله رهسپار شد . همين كه بدان جا رسيد ، اخشنواز دستور داد تا در پشت سر سر لشكرش خندقى كه عرض آن ده ذرع و عمق آن بيست ذرع بود ، بكنند .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : براى پرستش آفتاب است . فيروز از رفتار توهين آميز خشنواز بالاخره به ستوه آمده تصميم گرفت از اين دام بيرون جهد . و چون در عهدنامه مقرر شده و فيروز قسم خورده بود كه از ستونى تجاوز نكند ، شاه آن ستون را كنده در پيشاپيش سپاه حركت دادند و بدين ترتيب فيروز با قشون زياد و پانصد فيل عازم بلخ شد . ولى هياطله راه بر او گرفته به سپاهيان فيروز گفتند كه اگر جنگ كند قسمى كه شاه ايران خورده كه از منار تجاوز نكند ، آنان را خواهد گرفت . از اين نيمى از سپاهيان فيروز از او جدا شدند و او با نصف ديگر شروع به جنگ نمود و با سپاه خود در خندقى كه خشنواز در سر راه لشكر او كنده و روى آن را پوشيده بود ، افتاد و همگى تلف شدند ( 483 ميلادى ) شرح واقعه ، متناقص و بيشتر به داستان گوئى شبيه است . مثلا اگر فيروز در دره‌اى محصور بود چگونه مىتوانست پانصد زنجير فيل تهيه كند ؟ و اگر فيل‌ها با او بودند چه شد كه خشنواز آنها را بعد از محصور شدن فيروز نگرفت . ديگر اين كه اگر مدخل دره را قشون خشنواز گرفته بود و درهء مزبور بقيه ذيل در صفحه بعد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 302 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت