تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
ديلمى بفرستد كه او را به فكر تصرف شهرهاى ايران اندازد و براى حمله به ايران تشويق كند . مرزبان نيز دستور بهرام را به كار بست . سردار ديلمى لشكريان خود را گرد آورد و رهسپار رى شد . مرزبان به بهرام گور پيام فرستاد و او را از لشكر كشى سردار ديلمى آگاه ساخت . بهرام به دو نامه‌اى نگاشت و دستور داد كه براى روبرو شدن با آن ديلمى حركت كند و در محلى ( كه نامش را در نامه ذكر كرده بود ) اردو بزند . شاهنشاه ساسانى ، پس از صدور اين دستور ، خود با اندكى از ياران ويژهء خويش به راه افتاد و به همان محلى كه قرار گذاشته بود رفت و به لشكر خويش پيوست در حالى كه آن سردار ديلمى از آمدن بهرام آگاهى نداشت و اميدوار بود كه در غياب وى به پيروزى درخشانى نائل گردد . بهرام بيدرنگ لشكر خود را بسيج كرد و روانه ديلم شد . در راه به ديلميان برخورد و شخصا جنگ را فرماندهى كرد و رئيس آنان را به بند اسارت انداخت . ديلميان كه فرمانده خود را گرفتار ديدند هراسان شدند و گريختند ولى بهرام فرمان داد تا ميان آنان جار بزنند كه هر كه باز گردد جانش در امان خواهد بود . ديلميان همه برگشتند و بهرام ايشان را امان داد و از آنان هيچ كس را نكشت و همه را مورد نوازش قرار داد . از اين رو ، همه به بهترين وجه فرمانبردار او شدند . بهرام رئيس آنان را نيز بخشود و او نيز در شمار ياران ويژهء بهرام در آمد .