تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
همراهان بهرام آنچه در لشكرگاه دشمن بود به غنيمت بردند . پادشاه هند كه چنان خدمتى را از بهرام ديده بود ، شهرهاى دببل و مكران را به دو پاداش داد . اين دو شهر به فرمان بهرام ضميمهء خاك ايران شد . پادشاه هند ، همچنين ، دختر خويش را به بهرام داد . بهرام شادمان بازگشت و نرسى را با چهل هزار سرباز به سوى شهرهاى روم روانه ساخت و به دو فرمان داد كه قيصر روم را خراجگزار ايران سازد . نرسى به سوى قسطنطنيه رهسپار گرديد و فرمانرواى روم با او پيمان صلح بست . در نتيجه ، نرسى پيروزمندانه به ايران بازگشت و آنچه را كه بهرام خواسته بود ، براى او آورد . [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] - جههء اين جنگ ( يعنى جنگ با روم ) را مورخان آزار مسيحيان مقيم ايران دانسته‌اند كه از بد رفتارى ايرانيان به روم مىگريختند . بهرام از تئودوس ، امپراطور روم ، استرداد آنان را خواست و چون او از پس دادن ايشان سرباززد ، بهرام فرمان داد كارگران رومى را كه در معادن طلا و نقرهء ايران كار مىكردند ، حبس و اموال روميان را توقيف كنند سپس جنگ آغاز شد . ( 420 - 421 ميلادى ) فرماندهى سپاه ايران با مهرنرسى بود . روميان به سردارى آردابوريوس از دجله گذشته به بين النهرين حمله آوردند . سپس به محاصرهء نصيبين پرداختند ، ولى چون بهرام به ميدان محاربه شتافت ، روميان دست از محاصره كشيده عقب نشستند . سپس بهرام تئودوسى پوليس را كه اكنون از روم نام دارد ، محاصره كرد . اما يونوميوس ، اسقف شهر ، از دفاع فروگذار نكرد و مدافعين بقيه ذيل در صفحه بعد