بهرام ، پس از اين پيروزى ، به عراق بازگشت و برادر خود ، نرسى ، را به استاندارى خراسان گماشت و دستور داد كه در بلخ فرود آيد و آن شهر را مركز حكومت خود قرار دهد .
بعد به بهرام خبر رسيد كه يكى از سركردگان ديلم گروه انبوهى را گرد آورده و به رى و سرزمينهاى وابسته بدان تاخته و جمعى را اسير كرده و بناى غارت و ويرانگرى گذاشته و نگهبانان مرزى آن حدود نيز از دفع او عاجز مانده خراجى تعيين كردهاند كه به او بپردازند .
بهرام از اين خبر به خشم آمد و مرزبانان را با لشكرى انبوه به رى گسيل داشت و به دو فرمان داد كه مردى را پيش آن سردار
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
كرده بود و ايرانىها از تاخت و تاز آنها در اضطراب بزرگى بودند اما بهرام براى اين كه حركت خود را به طرف شمال و شرق ايران ، پنهان بدارد ، اول متوجه آذربايجان شد و بعد در نهان شبها حركت كرده با سرعت حيرت انگيزى خود را به هياطله رسانيد و در طليعهء صبح جنگى با آنها كرده ، خاقان آنها را كشت و غنائم زياد بر گرفت .
بعد هياطله را تا جيحون تعقيب كرد و از رود مزبور گذشته ، چنان ضربتى به آنها وارد نمود كه تا بهرام سلطنت داشت ديگر به طرف ايران نيامدند .
تاج خاقان هياطله ، كه جزء غنائم جنگى بود ، زينت آذر گشتاسب ، آتشكدهء معروف شهر شيز گرديد .
شيز همان گنزك است . آذربايجان آن زمان دو كرسى داشت :
گنزك و اردبيل .
گنزك تخت سليمان امروزى است .
( تاريخ ايران ، مشير الدوله ، ص 199 )