تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
بزرگان و وزيران و اشراف نيز از منذر درخواست كردند كه با بهرام گفت و گو كند و از او بخواهد كه از گناهشان در گذرد . منذر نيز از شاه بهرام درخواست عفو كرد و بهرام درخواست وى را پذيرفت . بدين گونه ، بهرام كه در آن هنگام بيست سال داشت به پادشاهى رسيد و دستور داد كه در فراهم آوردن وسائل رفاه و آسايش مردم بكوشند . خود نيز به داد و دهش پرداخت و با مردم نشست و به آنان وعده نيكوكارى داد و ايشان را پرهيزگارى و خداپرستى رهنمون شد . با اين وصف ، در سراسر مدت سلطنت خود هيچگاه از خوشگذرانى باز نمىماند و هرطور كه دلش مىخواست به عيش و نوش مىپرداخت تا جائى كه پادشاهان اطراف از سر گرمى او به تفريح سوء استفاده كردند و در صدد دست اندازى به شهرهاى ايران بر آمدند . كسى كه در اين كار بر همه پيشى گرفت ، خاقان پادشاه تركان بود كه دويست و پنجاه هزار سرباز ترك را براى جنگ با بهرام بسيج كرد . چنين سپاه عظيمى ايرانيان را نگران ساخت . از اين رو بزرگان كشور پيش بهرام رفتند و به دو هشدار دادند تا خود را براى پيكار با خاقان آماده سازد . بهرام ظاهرا به سخنان ايشان التفاتى نكرد و همچنان به عيش و نوش پرداخت . بعد هم با هفت گروه از بزرگان و سيصد تن از مردان جنگاور و نيرومند خويش به راه افتاد تا به آذربايجان براى عبادت در آتشكدهء آن استان و به ارمنستان براى شكار برود . برادر خود ، نرسى ، را در ايران به جاى خود گماشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 281 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت