را از ميان ببرد و تاج را بردارد ، سلطنت از آن او خواهد بود . »
اين پيشنهاد را پذيرفتند و تاج و ساير زيورهاى شهريارى را ميان دو شير ژيان نهادند .
موبدان موبد نيز در اين مراسم - به عنوان گواه - حضور يافت .
بهرام به خسرو گفت :
« برو تاج و زيور شاهى را بردار . »
خسرو جواب داد :
« تو براى اين پيشگامى شايستهترى چون خود را وارث تاج و تخت مىدانى و در پى سلطنت آمدهاى ولى من اين منصب را غصب كردهام . »
بهرام بيدرنگ گرز بر گرفت و به سوى تاج روانه شد .
همين كه نزديك تاج رسيد ، يكى از شيرها بر او حمله برد . بهرام بر پشت شير جست و با دوران خود ، دو پهلوى شير را به سختى فشرد و با گرزى كه به دست داشت پى در پى بر سر او كوفت .
در همين هنگام شير ديگر به دو پريد و بهرام دو گوش او را به دست گرفت و پى در پى سر او را به سر شير نخستين كه در زيرش بود ، كوفت . و اين كار را چندان ادامه داد كه هر دو حيوان بىحال شدند .
آنگاه به ضرب گرزى كه داشت هر دو را كشت و افسر و زيور شاهى را به دست آورد .
نخستين كسى كه به فرمان وى گردن نهاد خسرو بود .
بعد ، همهء كسانى كه در آن جا حضور داشتند ، گفتند :
« ما به شايستگى تو براى پادشاهى اعتراف مىكنيم و به سلطنت تو رضايت مىدهيم . »
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 280
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٨٠