تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
را از ميان ببرد و تاج را بردارد ، سلطنت از آن او خواهد بود . » اين پيشنهاد را پذيرفتند و تاج و ساير زيورهاى شهريارى را ميان دو شير ژيان نهادند . موبدان موبد نيز در اين مراسم - به عنوان گواه - حضور يافت . بهرام به خسرو گفت : « برو تاج و زيور شاهى را بردار . » خسرو جواب داد : « تو براى اين پيشگامى شايسته‌ترى چون خود را وارث تاج و تخت مىدانى و در پى سلطنت آمده‌اى ولى من اين منصب را غصب كرده‌ام . » بهرام بيدرنگ گرز بر گرفت و به سوى تاج روانه شد . همين كه نزديك تاج رسيد ، يكى از شيرها بر او حمله برد . بهرام بر پشت شير جست و با دوران خود ، دو پهلوى شير را به سختى فشرد و با گرزى كه به دست داشت پى در پى بر سر او كوفت . در همين هنگام شير ديگر به دو پريد و بهرام دو گوش او را به دست گرفت و پى در پى سر او را به سر شير نخستين كه در زيرش بود ، كوفت . و اين كار را چندان ادامه داد كه هر دو حيوان بىحال شدند . آنگاه به ضرب گرزى كه داشت هر دو را كشت و افسر و زيور شاهى را به دست آورد . نخستين كسى كه به فرمان وى گردن نهاد خسرو بود . بعد ، همهء كسانى كه در آن جا حضور داشتند ، گفتند : « ما به شايستگى تو براى پادشاهى اعتراف مىكنيم و به سلطنت تو رضايت مىدهيم . »
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 280 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت