شاپور از آن جا گذشت و به شام رفت و بسيارى از شهرهاى آن سرزمين را گشود كه فالوقيه و قدوقيه از آنها بودند .
شاپور ، همچنين پادشاه روميان را در انطاكيه محاصره كرد و او را اسير گرفت و با گروهى بسيار از روميان برد و در شهر گنديشاپور سكونت داد . [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
شاپور نوشته هدايائى براى او فرستاد .
و ليكن شاپور از لحن نامهء او غضبناك شده گفت :
« اين اذينه كيست و از چه مملكتى است كه به آقايش اين طور نامه مىنويسد ؟ براى عذر تقصيرات بايد بيايد و در حضور من به خاك بيفتد ! » و امر كرد حاملين هدايا را به فرات انداختند .
اين غرور و اقدام بىرويهء شاپور براى او زحمت بزرگى تهيه كرد .
توضيح آنكه اذينه منتظر فرصت شد و همين كه شنيد شاپور با غنائم بىشمار از آسياى صغير به طرف ايران مىرود ، از اعراب باديهنشين قشونى ترتيب داده در جلگههاى بىآب و علف به قشون شاپور تاختن گرفت و تلفات زياد به آن وارد نموده غنائم بسيار ربود . و حتى بعضى از زنهاى شاپور را اسير كرد .
قشون ايران بالاخره با هزار زحمت و مشقت خود را به دجله رسانيده از تعقيب اذينه برست .
( تاريخ ايران ، تأليف مشير الدوله ، چاپ خيام ، ص 183 تا 185 )
[ ( 1 ) ] - از كارهاى شاپور يكى سد شادروان است كه به دست مهندسين و اسراى رومى بر رود كارون در شوشتر بنا كرده ( شايد از اين جهة است كه معروف به بند قيصر مىباشد . )
ديگر بناى شهر شاپور كه در نزديكى كازرون در فارس واقع بود بقيه ذيل در صفحه بعد