بعد خبرهائى از ناحيهء خراسان به دو رسيد كه ناچار شد بدان جا رود و از نزديك بدانچه روى داده بود ، رسيدگى كند .
از اين رو ، روانهء خراسان شد و كار آن استان را سر و سامان داد و از نوبه نصيبين باز گشت .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
جنگ دوم - اسارت و الرى ين - جنگ دوم از 258 تا 260 ميلادى امتداد يافت .
اين دفعه باز شاپور با بهرهمندى از فرات گذشته و به طرف انطاكيه رانده ، اين شهر را گرفت .
پس از آن ، امپراطور روم ، و الرى ين ، كه پير بود ، براى استخلاص انطاكيه شتافت و اين شهر را مسترد داشته در تعقيب قشون ايران تا ادس پيش رفت .
در اين جا شاپور نقشه جنگ را طورى ريخت كه تمامى قشون رومى محصور شد و هر چند رومىها كوشش كردند كه راهى باز كرده فرار كنند ، موفق نشدند و امپراطور اسير گرديد .
اين واقعه اثر غريبى در دنياى آن روزى كرد و در انظار عالم بر عظمت و ابهت خاندان ساسانى فوق العاده افزود .
نويسندگان خارجه نوشتهاند كه شاپور قيصر را به خدمتگزارى واداشت و دستهاى او را در زنجير كرده ، هنگام سوار شدن پاى بر پشت او مىگذاشت و بالاخره بعد از اين كه والرىين از شدت محن و غصه مرد ، پوست او را كنده به يادگار نگاه داشت .
ولى محققين جديد - كه منجمله پوستى است - بر اين عقيدهاند كه اين اسنادات را نويسندگان كليسائى ( روحانى ) از جهة خصومتى كه با بقيه ذيل در صفحه بعد