اردشير به دو فرمود كه صد پسر ، و به گفتهاى : هزار پسر ، را كه از لحاظ شكل و شمايل و قد و قامت همانند شاپور باشند با شاپور در يك جا گرد آورد و آنان را يك جور و يك رنگ جامه بپوشاند . سپس همه را به حضور وى بياورد .
هرجد فرمان اردشير را به كار بست و جوانان را با شاپور به دربار برد .
اردشير همين كه به آنان نگريست ، بىاختيار توجهش به سوى پسرش جلب شد و بدين گونه ، فرزند خود را در ميان آنان تشخيص داد .
بعد به آزمايش ديگرى پرداخت و گوى و چوگان در دسترس جوانان گذاشت تا در برابر ايوان او به چوگان بازى پردازند .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
ديگر آن كه مقصود مورخان عرب و ايران از ذكر اين ازدواج اثبات اين نكته است كه چون مادر شاهپور پسر اردشير ، از سلسلهء سابق بوده ، پس شاپور حقا جانشين اشكانيان به شمار مىرود .
اما در واقع قبل از آن كه اردشير به تخت بنشيند ، شاپور به حد بلوغ رسيده بود و اين مطلب از يكى از روايات نخستين طبرى مستفاد مىشود كه گويد : شاپور در نبرد هرمزدقان شركت جست ( طبرى ، ص 891 ، نلدكه ، ص 14 ) سلسلهء اين روايات ظاهرا به كتاب « خوذاى نامگ » مىرسد . در صورتى كه روايت عروسى اردشير با يكى از بانوان اشكانى و تولد شاهپور از او ، كه در ضمن نوشتههاى طبرى ديده مىشود . مأخوذ از يكى از نوشتههاى عاميانه است .
بقيه ذيل در صفحه بعد