تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
جوانان سر گرم بازى شدند در حالى كه اردشير در ايوان نشسته بود و تماشا مىكرد . ناگهان گوى در ايوان افتاد و هيچيك از جوانان جرئت نكرد كه خود را به جايگاه شاهنشاه نزديك كند و گوى را برگيرد . تنها شاپور بود كه بيدرنگ از ميانشان بيرون دويد و در ايوان جست و گوى را برداشت . اين اقدام دليرانه و همچنين آنچه قبلا نسبت به وى حس كرده بود ثابت كرد كه او پسر راستين اردشير مىباشد . سپس اردشير از او پرسيد : « نام تو چيست ؟ » پاسخ داد : « شاهپور » اردشير پس از چندى كه دريافت پسرش شهرتى بهم رسانده و شايستهء جانشينى وى شده ، او را براى فرمانروائى آماده ساخت و ترتيبى داد كه پس از وى تاج بر سر گذارد .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : به عقيدهء هرتسفلد : اين كه در كارنامه آمده است كه اردشير در درگاه اردوان تربيت يافت ، خالى از حقيقت تاريخى نيست و به اعتقاد او در اين موقع اردشير جوان دختر اردوان را گرفت و پس از قليل مدتى شاپور از اين وصلت به وجود آمد . اما نص كار نامگ و ساير اسناد دلالت بر اين دارد كه ازدواج اردشير بعد از قتل اردوان صورت گرفته است . ( ايران در زمان ساسانيان ، تأليف پروفسور آرتور كريستن سن ، ترجمهء رشيد ياسمى ، ص 108 و 109 )