تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
يكى از زنان شاه معرفى كرد . اردشير از او پرسيد : « دوشيزه هستى يا شوهر كرده‌اى ؟ » دختر او را از دوشيزگى خويش آگاه ساخت . اردشير كه دلباختهء زيبائى وى شده بود ، همين كه دريافت او دختر باكره‌اى است ، با وى زناشوئى و هماغوشى كرد و دل سپردهء او گرديد . همسرش هنگامى كه از او باردار شد و از خشم او آسوده خاطر گرديد ، به دو خبر داد كه از فرزندان اشك است . اردشير كه دانست با يكى از افراد خاندان اشكانى زناشوئى كرده ، از او بيزار شد و هرجد بن اسام را كه از بزرگان دربار بود ، فراخواند و او را از آنچه روى داده بود آگاه ساخت و همسر خود را به دو سپرد و دستور داد كه وى را بكشد تا سوگندى كه نياى وى خورده بود بجاى آورده شده باشد . هرجد بن اسام زن را با خود برد و همين كه خواست فرمان اردشير را به كار بندد و او را بكشد ، زن به دو خبر داد كه از شاهنشاه باردار است . هرجد كه اين شنيد ، قابله‌هائى را فراخواند و آنان زن را آزمودند و به آبستنى او گواهى دادند . بنا بر اين ، براى اين كه فرزند اردشير نابود نشود ، هرجد زن را در يك سرداب يا زير زمين پنهان كرد . بعد آلت خود را بريد و آن را در جعبه‌اى نهاد و درش را بست و با آن جعبه به نزد اردشير رفت . اردشير پرسيد : « با آن زن چه كردى ؟ »
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 205 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت