از آنچه پيش آمده و سبب اين بلا شده بود ، آگاهى يافت .
او كه بسيار نيرومند و خشن بود ، پيش زمرى رفت و او را با آن زن همبستر يافت .
با نيزهاى كه در دست داشت چنان ضربهاى بر آن دو فرود آورد كه هر دو را به يكديگر دوخت .
بدين گونه ، بلاى طاعون از سر فرزندان اسرائيل برداشته شد . تا آن ساعت درست بيست هزار تن از آنان نابود شده بودند .
برخى نيز گفتهاند : هفتاد هزار تن .
از آن رو خداوند درباره بلعم بن باعور اين آيه را نازل فرموده است :
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ .
[ ( 1 ) ]
( و - اى پيغمبر خدا - بخوان بر مردم سرگذشت آن كس را - يعنى : بلعم بن باعور را - كه ما آيات خود را بر او فرستاديم ولى او از آنها سرپيچيد چنان كه شيطان ازو پيروى كرد و از گمراهان گرديد . )
بعد ، موسى يوشع را به فرماندهى بنى اسرائيل سوى اريحا فرستاد ، كه رفت و بسيارى از جباران را كشت تا وقتى كه نزديك غروب خورشيد شد .
در اين هنگام ، ترسيد كه شب فرا رسد و دشمنان با استفاده از تاريكى شب او را زبون سازند و از پاى درآورند . اين بود كه دست دعا به درگاه خداى بزرگ برداشت و از او خواست كه خورشيد را بر جاى خود نگاه دارد تا او بر مردم اريحا پيروزى يابد .
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره اعراف - آيه 175