تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
در حالى كه فرشتگان نيز با ايشان همراهند ؟ » آنان يك بار ديگر پيش او آمدند و درين باره از او خواهش كردند ولى او باز از پذيرفتن درخواستشان خوددارى كرد . آنان كه چنين ديدند پيش زن بلعم رفتند و هديه‌اى به دو پيشكش كردند كه پذيرفت . آنگاه ازو خواستند كه شوهرش را تشويق كند و به نفرين دربارهء بنى اسرائيل وادارد . آن زن اين موضوع را با شوهر خويش در ميان گذاشت ولى شوهرش از پذيرفتن آن سر باز زد . زن به اندازه‌اى اصرار ورزيد كه سرانجام شوهرش گفت : « در اين باره استخاره مىكنم . » از خداى بزرگ استخاره كرد و در خوابى كه ديد ، خدا او را از آن كار باز داشت . بلعم بن باعور زن خود را از خوابى كه ديده بود آگاه ساخت . زن گفت : « يك بار ديگر از خداى خود درين باره بپرس . » بلعم باز هم استخارهء خود را تكرار كرد ولى ديگر پاسخى به دو داده نشد . همسر او گفت : « اگر خدا مىخواست كه تو را ازين كار باز دارد ، صريحا تو را منع مىكرد . چنانچه پاسخى از سوى پروردگار براى تو نرسيده ، دليل آن است كه اين كار مانعى ندارد . »