تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠

سخن دربارهء درگذشت موسى عليه السلام

گفته شده است : حضرت موسى عليه السلام قدم مىزد و يوشع بن نون ، وصى او ، نيز به دنبالش بود كه ناگهان باد سياهى وزيدن گرفت . يوشع كه چنين ديد گمان برد كه رستاخيز فرا رسيده است . از اين رو خود را به موسى رساند و گفت : « تا هنگامى كه من در كنار پيغمبر خدا هستم رستاخيز فرا نمىرسد . » ولى در همان دم موسى از پيرهن خود لغزيد و بيرون شد و پيرهن در دست يوشع ماند . همين كه يوشع پيرهن موسى را پيش فرزندان اسرائيل برد ، او را گرفتند و گفتند : « تو پيغمبر خدا را كشته‌اى ! » يوشع به دفاع از خويش پرداخت و گفت : « من او را نكشتم ، بلكه او خود از درون اين پيرهن بيرون رفت و از چشم من ناپديد شد . » ولى آنان گفته او را باور نكردند .