موسى كه چنين ديد از زندگى بيزار و به مرگ راغب شد .
و نيز گفته شده است :
حضرت موسى عليه السلام ، تنها به گروهى از فرشتگان گذشت كه گورى را مىكندند .
فرشتگان را شناخت و ايستاد و نگريست .
او هيچ آرامگاهى از آن بهتر و سرسبزتر و فرح آورتر هرگز نديده بود .
از آنان پرسيد :
« اى فرشتگان ، اين گور را براى چه كسى مىكنيد ؟ » در پاسخ گفتند :
« براى بندهاى كه در پيش پروردگار خود گرامى است . »
موسى گفت :
« براستى كه چنين بندهاى آرامگاهى گرامى دارد . چون من تا كنون خوابگاه و خانهاى بدين خوبى هرگز نديدهام . »
فرشتگان پرسيدند :
« آيا دوست دارى كه اين آرامگاه از آن تو باشد ؟ » پاسخ داد :
« آرى . دوست دارم . »
گفتند :
« پس فرود آى و درين جا بيارام و رو به سوى پروردگار خود كن و دمى برآور كه آسانترين دمى خواهد بود كه در زندگى خويش برآوردهاى . »
موسى در آن گور آرميد و روى به درگاه پروردگار خود نهاد و نفسى كشيد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦٢