تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
معاوضه كنيد ؟ در اين صورت به مصر برويد كه در آن جا هر چه مىخواهيد آماده است . » همين كه فرزندان اسرائيل از آن بيابان بيرون رفتند ، مقررى « من و سلوى » از ايشان قطع شد . هنگامى كه حضرت موسى عليه السلام با عوج بن عناق روبرو گرديد و خواست با او پيكار كند ، ده ذرع به هوا پريد ، عصاى او نيز ده ذرع طول داشت . بلندى قامت او هم ده ذرع بود . با آن قد بلند و چنان پرش و چنين عصاى درازى ، تنها توانست با عصاى خود ضربتى به قوزك پاى عوج بن عناق وارد آورد . ولى با همان يك ضربه ، كار او را ساخت و او را كشت . گفته شده است كه عوج بن عناق سه هزار سال در اين جهان زندگى كرد . بعد ، خداوند به حضرت موسى عليه السلام وحى فرستاد و فرمود : « من مىخواهم هارون را از جهان ببرم . بنابر اين او را با خود به كوهى كه چنين و چنان است ببر . » موسى و هارون به سوى آن كوه روانه شدند و در دامنهء آن كوه درختى ديدند كه همانندش را نديده بودند . در آنجا ، همچنين ، خانه‌اى ساخته شده بود و تختى داشت كه بر آن فرشى گسترده شده بود و بوى خوشى مىداد . هارون از ديدن آن تخت دچار شگفتى شد و گفت : « اى موسى ، من مىخواهم بر روى اين تخت بخوابم . »